معجزه

  صدای پنکهٔ حمام هوشیارم می‌کند آرام   به پشتم وان سرد درد جسم در درازا موازی تمسخره کاشیها خرابم من. چشم‌هایم باز می‌کنم نم نم. نگاه سقف آگاه می‌کند ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 30 بازدید

توهم

    بیرون دوباره چه غوغایی ست . خدای من. سرو صدای همسایه ها میلرزاند مولکول‌های آجرهای خانه ام   در حیاط وقت , وقت فضانوردی ست. بیا من و تو  دور از ... ادامه مطلب
/ 25 نظر / 16 بازدید
تیر 91
1 پست
بهمن 90
1 پست
دی 90
1 پست
خرداد 90
1 پست
بهمن 89
1 پست
دی 89
1 پست
آذر 89
2 پست
تیر 89
1 پست
دی 88
2 پست
آذر 88
1 پست
آبان 88
2 پست
شهریور 88
2 پست
شعر
3 پست