چاله کن

 

به کجا درگیرم

احساس کدامین شیطان

دست و پنجه بسته به زنجیرم

 

نه هوایی‌ که مرا

از خفقان رفتارت رها کند

نه فریادی که گلو گیرد و خلاصم کند

 

لعنت به انسانیت نیمه کاره ات

به عشق

به تولد دوباره ات

دستم گرفتی‌ که در چاه نیفتم

به دارم آویختی ,

لعنت به سادگی من و

آن خصلت شاعرانه ات

 

مکافاتی ست که با خاطراتت زنده‌ام

جهنم همینجاست

که مانده چرک دستانت بر دلم

خدا بوسهِ ای زند حلالم کند

شاید غسل افکارم آرامم کند

 

لعنت به من که دوباره دل دادم به راحت

برای دومین بار

آهی بستم به آهت

"من و تو هیچ تعهدی به هم نداریم"

پس آزاد باش

بخند

لعنت به آزادیت

که آرمانهایم

تک به تک بست به بند

 

تابستان گذشت

زمستان پر باری به پیش است

بیل و کلنگت دوش کن

ای چاله کن

 

/ 3 نظر / 24 بازدید
اميد

به به! الهام خانوم! خوبي؟ خوشي؟ بازم وبلاگ مينويسي! بازم شعر ميگي! همچنان تلخ ميگي چرا... كجايي؟ ايراني؟ در تماس باش... خوشحال شدم... ايميل كه داري بابا لنگ دراز

بهرام مژدهی

سلاممممممممممممممممم به روزم و منتظر حضور سبزتان . .